عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
539
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
فاعذرى يا هند شيبى لهمّى * انّ شيب الرأس نور الهموم يعنى : هند پيرى و موى سپيد مرا خوش نداشت و با اشك ريزان به دامن جامه بر من پشت كرد و رفت [ گفتم ] اى هند اين موى سپيد را به اندوه من ببخش زيرا كه موى سپيد سر روشنايى اندوهان است و تميمى گفته : أقول و نوّار المشيب بعارضى * قد افترّ عنه ناب أسود سالخ أشيب « 1 » و حاجات الفؤاد كأنّما * يحبيش بها فى الصّدر مرجل طابخ يعنى : چون - شكوفههاى پيرى بر سر و رويم شكفت ، گفتم : دندانهاى مار سياه [ - جوانى ] است كه لبخند مىزند دريغا پير گشتم در حالى كه خواهشهاى دل هنوز مانند ديگ خوراك روى آتش - در سينهام مىجوشد . نوم اصحاب الكهف . ( خواب اصحاب كهف ) خواب دراز و بسيار را بدان مثل زنند ، در قرآن آمده است : « فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً » « 2 » . ابن حجّاج گفته : قوموا فأهل الكهف مع * عبّود عندكم صراصر يعنى : برخيزيد كه [ چندان خوابيدهايد كه ] اصحاب كهف و عبّود « 3 » در مقايسه با شما گويى سوسك هستند [ كه شبها نمىخوابند ] . نوم الذّئب . گرگ چون مىخوابد به نوبت يك چشم را مىبندد و چشم ديگر را باز مىگذارد تا از هر گزندى آگاه شود شاعرى [ - حميد بن نور ] اين جال او را چنين به نظم كشيده : ينام بإحدى مقلتيه و يتّقى * بأخرى المنايا فهو يقظان هاجع يعنى : به يك چشم مىخوابد و به چشمى ، خويش را از مرگها دور مىدارد ، اوست خفتهء بيدار . امّا خرگوش - هر چند در هنگام خواب - چشمانش
--> ( 1 ) - متن : ابراهيم صالح : اشيبا . ( م . ) ( 2 ) - سورهء كهف - 11 . ( 3 ) - داستان عبّود در همين كتاب ( - نومة عبّود ) خواهد آمد . ( م . )